+ چه بگویم به تو من

بسته ای بار سفر...کوله بارت بر دوش...چمدانت در دست..نگهت خیره به راه...قصد رفتن داری... چه بگویم به تو من؟؟ میتوان به تو گویم که:"نرو!"......این خوشایند تو نیست... "هر چه میخواهی کن"...........خالی از احساس است.. میتوانم بزنم نعره :"بمان!".......چه تحکم امیز! "میتوانی بروی".....................بی تفاوت حرفیست.... می توانم به تو گویم: " گر روی ..چون گل تاخته بر وی توفان..از غمت خواهم مرد..بی تو خواهم پژمرد...." اما......تو که باور ننمایی سخنم.... خود بگو...خود بگو با تو چه گویم؟....به چه حالت به زمانی که مرا ترک کنی..از غمت یاد کنم...وز تو فریاد کنم؟.....خود بگو با تو چه گویم که خوشایند تو باشد...نه تحکم آمیر...خالی از احساسات..بی تفاوت هم نیز؟؟ خود بگو با تو چه گویم؟؟؟ خود بگو با تو چه گویم...؟؟؟؟؟خود بگو............. تا بیندیشم که چه باید به تو گفت..رفته بودی....و من گم شده در پیله تنهایی خویش! با خود اندیشیدم...که اگر باز آیی....چه بگویم به تو من؟؟ به تو خواهم گفت:"؟؟؟؟؟؟؟"................... به تو خواهم گفت.................
نویسنده : نرمین ش ; ساعت ۱٠:٠۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱/٢٠
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ ناز شیرین


نماند ناز شیرین بی خریدار

اگر خسرو نباشد کوهکن هست

نویسنده : نرمین ش ; ساعت ٦:٢۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٦/۱٢/٢٤
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ روز تولد من

امروز روز تولدم و دارم 26 بهار زندگيمو تجربه مي كنم .

امشب بايد ۲۵ تا شمع رو فوت كنم و با ۲۵ سالگي خداحافظي كنم .

سال ۱۳۶۱ تا حالا تجربه هاي زيادي رو كسب كردم به نظرم بهترينش دوست داشتن و دوست داشته شدنه .

از دوستاي خيلي خيلي خوبم   ناهيد شادي علي مريم سمانه كه تا اين ساعت اين روز رو بهم تبريك گفتن متشكرم .

نویسنده : نرمین ش ; ساعت ۱۱:٤٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٦/٢/٢٩
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ ولنتاين سال ۱۳۸۵

نویسنده : نرمین ش ; ساعت ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱۱/٢٥
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ سال روز تولد من


يک بهار ديگه هم از زندگيم گذشت.

نویسنده : نرمین ش ; ساعت ۱٠:٥٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/٢/٢۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ شب سرد و غمگين

یک شب سرد و غمگین
بار سفر رو بستی
از شهر من تو رفتی
قلب منو شکستی
به عشق تو لج کردم
کشتم تو رو تو قلبم
بت تو رو شکستم
به قتل عشق نشستم
هرگز در باورم نبود
بعد تو عاشقم میشم
به پای عشق تازه
افتاده . صادق میشم
یه روز دیدم . یه وقتی
دوباره عادت شده
خواستن تو بی وفا
مثل عبادت شده
رفتم فراموشت کنم
ترک آغوشت کنم
آتش عشق تو نذاشت
همیشه خاموشت کنم
یک شب سرد و غمگین
بار سفر رو بستی
از شهر من تو رفتی
قلب منو شکستی
از دیده که تو رفتی
از قلب من نرفتی
بتخونه رو شکستم
شکسته . بت پرستم
عشق اول تو هستی
عشق آخر تو هستی
دلی که با تو خوش بود
چه آسون تو شکستی
یک شب سرد و غمگین
بار سفر رو بستی
از شهر من تو رفتی
قلب منو شکستی
یک شب سرد و غمگین
بار سفر رو بستی
از شهر من تو رفتی
قلب منو شکستی

نویسنده : نرمین ش ; ساعت ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/۱٠/۱٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ به ياد تو


دل من دست بردار ديگه بسه انتظار ...
ديگه هي اسمشو تو به ياد من نيار ...
اون ديگه نمياد عمرتو هدر نکن ...
دل من دل من منو در به در نکن ...
دل من ديگه بسه اخه اون که مي خواي تو ديگه نمياد ...
بايد بدوني که يک روزي دوباره اون اگه بياد ...
اون وقت ميبيني که اون حتي تورو نميخواد ...
دل من اينجوري اخه تنها مي موني ...
دل من غم تو واسه من خيلي تلخه ... ميدونم تنهايي اخه تنهايي خيلي سخته ...
دل من اگه ما عشقو از سر نگيريم ...
يک روزي من و تو تنها ميميريم

نویسنده : نرمین ش ; ساعت ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٤/٧/۱٥
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+  

لحظه را با تو بودن....در نگاه تو شکفتن....حس عشقو در تو دیدن...مثل رویای تو خوابه....

با تو رفتن...با تو موندن...تا همیشه تورو داشتن...مثل تشنگی به آبه...

اگه چشمات منو میخواست...تو نگاه تو می مردم...اگه دستات مال من بود...جون به دستات میسپردم...

اگه اسممو میبردی...دیگه از یاد نمی بردم...اگه با من تو می موندی...همه دنیا رو میبردم...

توی آسمون عشقم...غیر تو پرنده ای نیست...روی خاموشی لبهام...جز تو اسم دیگه ای نیست...

توی قلب من عزیزم...هیچ کسی جایی نداره...

دل عاشقم به جز تو ....هیچ کسی رو دوست نداره....

 

 

نویسنده : نرمین ش ; ساعت ۱٢:۳٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٤/٦/٢٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ خلوت يک شاعر

 كاش در دهكده عشق فراواني بود
توي بازار صداقت كمي ارزاني يود
كاش اگر گاه كمي لطف به هم ميكرديم
مختصر بود ولي ساده و پنهاني بود
كاش به حرمت دلهاي مسافر
هر شب روي شفاف تزين خاطره مهماني بود
كاش دريا كمي از درد خودش كم مي كرد
قرض مي داد به ما هرچه پريشاني بود
كاش به تشنگي پونه كه پاسخ داديم
رنگ رفتار من و لحن تو انساني بود

نویسنده : نرمین ش ; ساعت ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/٦/٤
تگ ها:
comment نظرات () لینک


+ انار

دلم را چون اناري ترد و تازه
سپردم من به دست تو براي ماندگاري
سپردم اين انار بي ترک را
براي روزهاي قحطي عشق
براي يادگاري
شکستي تو انارم را
چشيدي دانه دانه... دانه هاي عشق نابم را
و طعم ترش و شيرين انارم دلت را زد
ندانستي که اين طعم گس عشق است
وليکن آن انار يادگاري
کنون بشکسته و ديگر حريف کرمهاي کهنه خوار اين زمان نيست...

نویسنده : نرمین ش ; ساعت ٦:٤۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/٥/۱۳
تگ ها:
comment نظرات () لینک


← صفحه بعد