+ چه بگویم به تو من

بسته ای بار سفر...کوله بارت بر دوش...چمدانت در دست..نگهت خیره به راه...قصد رفتن داری... چه بگویم به تو من؟؟ میتوان به تو گویم که:"نرو!"......این خوشایند تو نیست... "هر چه میخواهی کن"...........خالی از احساس است.. میتوانم بزنم نعره :"بمان!".......چه تحکم امیز! "میتوانی بروی".....................بی تفاوت حرفیست.... می توانم به تو گویم: " گر روی ..چون گل تاخته بر وی توفان..از غمت خواهم مرد..بی تو خواهم پژمرد...." اما......تو که باور ننمایی سخنم.... خود بگو...خود بگو با تو چه گویم؟....به چه حالت به زمانی که مرا ترک کنی..از غمت یاد کنم...وز تو فریاد کنم؟.....خود بگو با تو چه گویم که خوشایند تو باشد...نه تحکم آمیر...خالی از احساسات..بی تفاوت هم نیز؟؟ خود بگو با تو چه گویم؟؟؟ خود بگو با تو چه گویم...؟؟؟؟؟خود بگو............. تا بیندیشم که چه باید به تو گفت..رفته بودی....و من گم شده در پیله تنهایی خویش! با خود اندیشیدم...که اگر باز آیی....چه بگویم به تو من؟؟ به تو خواهم گفت:"؟؟؟؟؟؟؟"................... به تو خواهم گفت.................
نویسنده : نرمین ش ; ساعت ۱٠:٠۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱/٢٠
تگ ها:
comment نظرات () لینک